سفارش تبلیغ
صبا

موقتا عنوان ندارد

داستان گریۀ من، ماجرای در و دیوار نیست ؟!!

مظاهر دیدگاه

چند سالیه مداحان، نقطه اصلی مراسمات عزاداری شده­اند. «امشب بریم فاطمیون، فلانی می­خونه!!». نمی­گن فلان سخنران یا مداح بامعرفت آنجا است، یا خدای نکرده بگن «بریم مجلس معرفت و عزاداری» میروند که مداح­ها را زیارت کنند و بعضاً کارهای دیگری هم از آقایان و خانم­ها سر می­زند. این مسئله باعث شده که روضه­ها، بسیار در سطح پائین ارائه شود. شعرهای آبکی، و مرثیه­سرایی کوچه بازاری. امامان را تکه تکه می­کنند تا مردم گریه کنند!! از مفاهیم و ارزش­های نهفته در این مراسمات خبری نیست. روضۀ حضرت زهرا سلام الله علیها که خوانده می­شود، بغیر از این کلمات، چیزی دیگری نمی­شنوید: «مسمار، در، دیوار، شلاق، طناب، قلاف شمشیر و سیلی». اینها که بیان می­شود مانند بازگویی یه حادثه تاریخی است ولی مسئله اصلا اینها نیست. اصلا شرح یک اتفاق نیست، شرح یک درد است که با حادثه، نیرنگ و جفای مردمان ان روزگار و غربت بزرگان اتفاق افتاده. بیان مصائب اهل بیت به جای خود، ولی این مسائل فی نفسه ارزش 1400 سال گریه کردن ندارند. تنها حضرت زهرا سلام الله علیها نیست که در طول تاریخ مجروح و شهید شده­اند. مادر حضرت عمار، سمیه نیز این­گونه بود. حتی دردآورتر و سخت­تر. مجلس اهل بیت برای تعریف داستان و قصه روزگاران قدیم نیست، و در این میان دلت از روی احساس و رقت قلب بشکند و گریه کنی .

آنچه برای من دردآور است و به نظرم باعث شده که اهل بیت به بیان این مصیبت تاکید کنند، غربت اسلام و حضتر علی علیه السلام است، چیزی که باعث حرکت حضرت زهرا سلام الله علیها شد، رسالت هر شیعه در عمل به تکلیف خود است. رسالت پیروی و حمایت از امام است که زهرا سلام الله علیها را به حرکت وا می­دارد تا به عنوان تنها حامی امام علی علیه السلام به پشت در بیاید.

برای این گریه می­کنیم که یه عده­ای جرات کردند، در خانه علی علیه السلام را برای بیعت کوبیدند، در را به آتش کشیدند و در حالی که حضرت زهرا سلام الله علیها پشت در بود، ان را شکستند، و آن حادثه غم­بار ... من برای این گریه می­کنم که آنها چگونه جرات کردند؟ چرا پیروان امامت آنقدر کم بودند که اینگونه با امام و اهل بیت رفتار شد؟ چرا باید میان کوچه، علی آنچنان تنها باشد که زهرای مجروح به کمک علی بیاید؟ شیعیان علی کجا بودند؟ من برای غربت و تنهایی علی گریه می­کنم،. چرا باید اهل بیت بی­یاور باشند که زهرا سلام الله علیها میان کوچه کتک بخورند؟ به نظر من مصائب اهل بیت اینهاست. چرا باید دیگر جواب علی را ندهند؟ چرا باید حق علی و امامت پایمان شود؟

برای این گریه می­کنم که: علی و زهرا تنها هستند و تنهاتر از آنها اسلام. من برای این گریه می­کنم و می­سوزم که چرا به صدیقه کبری توهین شد. چرا اسلام، علی و زهرا مظلوم واقع شدند. علی به رسالتش عمل کرد، زهرا سلام الله علیها رسالتش را به نحو احسنت انجام داد، شیعه کجا بود تا رسالتش را وقتی که جفاها بر اهل بیت میرفت انجام دهد. من برای این مسائل گریه می­کنم. دردی که زهرا داشت، درد روحش بود نه جسم. دردی که علی داشت، درد روحش بود. آنچه مطلوب است، تفکر فاطمی است. آنچه زهرا سلام الله علیها را به حرکت فداکارانه واداشت، تفکر فاطمی است. من برای شهادت مظلومانه خانم گریه می­کنم و بعد از اشک، دریایی از معرف فاطمی پیش رویم است که اگر لایق باشم به حد خود توشه می­گیرم.

ماجرای گریه و غصۀ من، داستان در و دیوار نیست، داستان مظلومیت اسلام، تشیُع و اهل بیت است. داستان کوتاهی و جهل است. داستان آرمان­های کمرنگ شده بشری و رسالت­های پایدار انسان­های پاک است.

 

کوتاه:
اینکه برای مصائب اهل بیت گریه کنیم، بله صحیح است، روایت هم داریم و مطمئناً همیشه باید باشد.
من تفکرات خودم را بیان کردم، آنچه در ذهن و دل داشتم نوشتم، اگر اشکال دارد بفرمایید.
این جمله را از مرحوم آقای قاضی به یاد دارم:
اساس دین عشق به حضرت صدیقه سلام الله علیه است. عشق به جسم مادی حضرت زهرا سلام الله علیها یا تفکر، رفتار و عملکرد حضرت زهرا سلام الله علیها ؟
سعی کنیم از (س) یا (ع) استفاده نکنیم و در شأن اهل­بیت جمله را کامل بنویسم.


کلمات کلیدی:

   1   2   3   4   5      >
?بازدید امروز: (13) ، بازدید دیروز: (10) ، کل بازدیدها: (179511)

ساخته شده توسط Rodrigo ترجمه شده به پارسی بلاگ توسط تیم پارسی بلاگ.

سرویس وبلاگ نویسی پارسی بلاگ