سفارش تبلیغ
صبا

موقتا عنوان ندارد

مدیریت خانم‌ها، لحظات آرمانی

مظاهر دیدگاه

وقتی مجموعهای برای کاری برنامهریزی میکنه، داشتن برنامه منظم، رایزنی با گروهها و ادارات دولتی و خصوصی و هم چنین نیروهایی که بتونن مدیریت و عمل کنند لازمه. وقتی قرار شد اردوی تخصصی بانوان وبلاگنویس برگزار بشه، آقای فضل الله، مهدی بهرامی، محمد آزادی مسئول شدن. خانمها که حدود هشت نفر بودن نیز وارد کار شدن. دوستان، خوشحال از این حضور و دلسوزی خانمها برای مسائل زنان، با آغوش باز استقبال شد؛ منطقی است که خانمها روحیهی خانمها را بهتر میدانند، برای همین بعضی مسائل به خواست خانمها برنامه ریزی شد. الحمدلله پیشنهادات و انتقادات خوبی داشتند.
آنچیزی که جالب بود، دقت خوب خانمها برای مسائل خیلی کوچک بود که تفاوت عمده مدیریتی اقایان با خانمهاست. آقایان بیشتر محاسبهگر هستند و کل اردو را خوب برنامهریزی میکنند، خانمها خیلی قشنگ مسائل ریز اردو را مدنظر داشتند که خیلی به دوستان کمک کرد تا بیشتر روی جزئیات زوم کنند.
روزهای نزدیک اردو و حتی داخل اردو به ما نشان داد که فاصله حرف با عمل کردن و مدیریت داخلی اردو بسیار زیاد است. برخی از بلاگرهای کم سن و سال،‌که انتقاد شدیدی نسبت به فضای فرهنگی در جامعه و نت برای خانمها داشتند، تو زرد از آب در آمدند. خوب میدانم که انسانها محدود به زمان و شخصیتشون هستن. برای چاپ بنرها،‌نشریه و چاپ سیلک روی بستههای فرهنگی و یا برگذاری کلاسها وقت کمی در دسترس بود، باید سریع کار میشد، و از جهتی باید به شخصیت افراد هم توجه کرد،‌
باید به روحیات اونها که آیا میتونن مدیریت کنن یا نه توجه کرد. مدیران نازنازی و گل من گلی تو جریان کار اجرایی کم میآورند. مدیریت داخلی هر مجموعهای کار سختی است. مدیر داخلی اردو کنار بقیس، با بقیس ... مدیر کنار بقیه میخنده، ناراحت و عصبانی میشه، گشنه میشه و کنارشون میخوابه روی همون زمین سفت، اگر پتو نیست،‌آخرین نفریه که پتو خواهد گرفت و خواهد خوابید.
توی اردوهاس که میفهمیم چقدر میتونیم مدیر باشیم، چقدر میتونیم مایه بزاریم و محیط تربیتی ما چقدر تو روحیه ما تاثیر مثبت داشته که بتونیم کنار هم چند روزی زندگی کنیم‌و یا مسئول
باشیم. اینا که گفتم خیلی سخته ... بعضیها کم میآورند و به بهانههای مختلف میروند، بعضیها به شدت خسته میشوند، بعضیها زیر فشار کار، خیلی زود عصبانی میشوند و بعضی هم به کارشون اشراف کامل ندارند ... اینا همه از محاسن اردو است که ما بتونیم خودمون را برای کارهای بزرگتر و بهتر حاضر کنیم. اردو فرصتیه که نقطه ضعفها از بین بره و اگر مهارتی لازمه که داشته باشیم را ایجاد کنیم و برای اینده مسائل و نکات جدیدی را مدنظر داشته باشیم.
***
ای ول به آقای فضل‏الله‏نژاد و آقای نجمی ... ای ول به مهدی بهرامی و محمد آزادی ... ای ول به حامد احسان بخش ...
به سهم خودم،‌که دغدغهای کوچک درباره مسائل زنان در نت دارم، از گلدختر، دنیای راه راه، خانم آقای فضل‏الله نژاد، قلم‏ریز تشکر میکنم، ‌از خانم فرجی به خاطر زحماتشون،‌من تشکر میکنم از خانمهای شیرازی حاضر در اردو به خاطر ملاحظاتی که توی اردو داشتن، و از خانمهای گرامی که به خاطر کمبود برخی از امکانات اذیت شدن و تحمل کردن تشکر میکنم ... باز هم از خانم گلدختر به خاطر زحماتشون برای فعالیتهای قبل از اردو و داخل اردوگاه تشکر میکنم که به همراه دوستشان دنیای راه راه نقش به سزایی تو اردو داشتند.
یادم نمیرود وقتی یکی از خانمهای مسئول اردو را که خستگی از رویش میبارید، ولی باز با تمام توان کمک کار بودند،‌که نه؛؛؛ خودشان مدیر بودند و ما خدمت گزارشان بودیم. دست مریزاد. بار اصلی اردو روی دوش خواهران بود.

حاشیه‌ها:
(این اردو با حضور 80 نفر از خواهران وبلاگنویس شروع شد که از 12 نقطه کشور مثل مشهد، شیراز،‌تبریز، تهران و قم حضور داشتند) از این عزیزان به خاطر اعتماد به مجموعه و اینکه دعوت دفتر را پذیرفتند،‌تشکر میکنم. (بعضی خانمها خواستن وسط اردو بروند خانه خودشان یا خانه فامیلها
) حالا بیا و درستش کن.
(بعضی از دوستان مسئول نتوانستند به مسئولیتشان ادامه بدهند) چهکار میشه کرد،
‌زور که نیست.
(بعضی برنامهها طبق چارت، پیش نرفت)‌خراب شدن ماشین تو کوهها دست ما نبود. یا شش ساعت سخنرانی دکتر رامین. متاسفانه نمایش فیلم یانگوم در دستور کار قرار نداشت که شرمنده عاشقان یانگوم شدیم.
(خدایش، اردوی طهورا به خاطر فضای علمی و برخی ملاحظات شرایط خاصی داشت)‌برخی از خواهرها قصد خروج از مجموعه چندصد متری سازمان ملی_مجموعه کوچک نبود_ را داشتند، که شرمندشان شدیم. حتی برای زیارت خانم حضرت معصومه سلام الله علیها، البته خواهران دو بار در این چهار روز به زیارت رفتند و یکبار هم جمکران
.
(ما که داخل اردوگاه نبودیم،‌ولی با شادی خانمها شاد میشدیم و از اذیت شدنشان، ناراحت)‌... بین خواهرها جو دوستانه و زیبایی ایجاد شده بود، چون آن شب تولد یکی از خانمها بود، ما هم با شما شاد بودیم. به چیزی که فکرش
را نمیکردیم همین گرفتن جشن تولد خودجوش یکی از خانمها بود.


کلمات کلیدی: اینجا فکری روشن است

?بازدید امروز: (4) ، بازدید دیروز: (16) ، کل بازدیدها: (180991)

ساخته شده توسط Rodrigo ترجمه شده به پارسی بلاگ توسط تیم پارسی بلاگ.

سرویس وبلاگ نویسی پارسی بلاگ