RSS  |   خانه |   شناسنامه |   پست الکترونيک |  پارسي بلاگ | يــــاهـو
اوقات شرعي

موقتا عنوان نداره

+ مديريت خانم‌ها، لحظات آرماني (دوشنبه 22/5/1386 ساعت 8:0 عصر)

وقتي مجموعهاي براي کاري برنامهريزي ميکنه، داشتن برنامه منظم، رايزني با گروهها و ادارات دولتي و خصوصي و هم چنين نيروهايي که بتونن مديريت و عمل کنند لازمه. وقتي قرار شد اردوي تخصصي بانوان وبلاگنويس برگزار بشه، آقاي فضل الله، مهدي بهرامي، محمد آزادي مسئول شدن. خانمها که حدود هشت نفر بودن نيز وارد کار شدن. دوستان، خوشحال از اين حضور و دلسوزي خانمها براي مسائل زنان، با آغوش باز استقبال شد؛ منطقي است که خانمها روحيهي خانمها را بهتر ميدانند، براي همين بعضي مسائل به خواست خانمها برنامه ريزي شد. الحمدلله پيشنهادات و انتقادات خوبي داشتند.
آنچيزي که جالب بود، دقت خوب خانمها براي مسائل خيلي کوچک بود که تفاوت عمده مديريتي اقايان با خانمهاست. آقايان بيشتر محاسبهگر هستند و کل اردو را خوب برنامهريزي ميکنند، خانمها خيلي قشنگ مسائل ريز اردو را مدنظر داشتند که خيلي به دوستان کمک کرد تا بيشتر روي جزئيات زوم کنند.
روزهاي نزديک اردو و حتي داخل اردو به ما نشان داد که فاصله حرف با عمل کردن و مديريت داخلي اردو بسيار زياد است. برخي از بلاگرهاي کم سن و سال،‌که انتقاد شديدي نسبت به فضاي فرهنگي در جامعه و نت براي خانمها داشتند، تو زرد از آب در آمدند. خوب ميدانم که انسانها محدود به زمان و شخصيتشون هستن. براي چاپ بنرها،‌نشريه و چاپ سيلک روي بستههاي فرهنگي و يا برگذاري کلاسها وقت کمي در دسترس بود، بايد سريع کار ميشد، و از جهتي بايد به شخصيت افراد هم توجه کرد،‌
بايد به روحيات اونها که آيا ميتونن مديريت کنن يا نه توجه کرد. مديران نازنازي و گل من گلي تو جريان کار اجرايي کم ميآورند. مديريت داخلي هر مجموعهاي کار سختي است. مدير داخلي اردو کنار بقيس، با بقيس ... مدير کنار بقيه ميخنده، ناراحت و عصباني ميشه، گشنه ميشه و کنارشون ميخوابه روي همون زمين سفت، اگر پتو نيست،‌آخرين نفريه که پتو خواهد گرفت و خواهد خوابيد.
توي اردوهاس که ميفهميم چقدر ميتونيم مدير باشيم، چقدر ميتونيم مايه بزاريم و محيط تربيتي ما چقدر تو روحيه ما تاثير مثبت داشته که بتونيم کنار هم چند روزي زندگي کنيم‌و يا مسئول
باشيم. اينا که گفتم خيلي سخته ... بعضيها کم ميآورند و به بهانههاي مختلف ميروند، بعضيها به شدت خسته ميشوند، بعضيها زير فشار کار، خيلي زود عصباني ميشوند و بعضي هم به کارشون اشراف کامل ندارند ... اينا همه از محاسن اردو است که ما بتونيم خودمون را براي کارهاي بزرگتر و بهتر حاضر کنيم. اردو فرصتيه که نقطه ضعفها از بين بره و اگر مهارتي لازمه که داشته باشيم را ايجاد کنيم و براي اينده مسائل و نکات جديدي را مدنظر داشته باشيم.
***
اي ول به آقاي فضل‏الله‏نژاد و آقاي نجمي ... اي ول به مهدي بهرامي و محمد آزادي ... اي ول به حامد احسان بخش ...
به سهم خودم،‌که دغدغهاي کوچک درباره مسائل زنان در نت دارم، از گلدختر، دنياي راه راه، خانم آقاي فضل‏الله نژاد، قلم‏ريز تشکر ميکنم، ‌از خانم فرجي به خاطر زحماتشون،‌من تشکر ميکنم از خانمهاي شيرازي حاضر در اردو به خاطر ملاحظاتي که توي اردو داشتن، و از خانمهاي گرامي که به خاطر کمبود برخي از امکانات اذيت شدن و تحمل کردن تشکر ميکنم ... باز هم از خانم گلدختر به خاطر زحماتشون براي فعاليتهاي قبل از اردو و داخل اردوگاه تشکر ميکنم که به همراه دوستشان دنياي راه راه نقش به سزايي تو اردو داشتند.
يادم نميرود وقتي يکي از خانمهاي مسئول اردو را که خستگي از رويش ميباريد، ولي باز با تمام توان کمک کار بودند،‌که نه؛؛؛ خودشان مدير بودند و ما خدمت گزارشان بوديم. دست مريزاد. بار اصلي اردو روي دوش خواهران بود.

حاشيه‌ها:
(اين اردو با حضور 80 نفر از خواهران وبلاگنويس شروع شد که از 12 نقطه کشور مثل مشهد، شيراز،‌تبريز، تهران و قم حضور داشتند) از اين عزيزان به خاطر اعتماد به مجموعه و اينکه دعوت دفتر را پذيرفتند،‌تشکر ميکنم. (بعضي خانمها خواستن وسط اردو بروند خانه خودشان يا خانه فاميلها
) حالا بيا و درستش کن.
(بعضي از دوستان مسئول نتوانستند به مسئوليتشان ادامه بدهند) چهکار ميشه کرد،
‌زور که نيست.
(بعضي برنامهها طبق چارت، پيش نرفت)‌خراب شدن ماشين تو کوهها دست ما نبود. يا شش ساعت سخنراني دکتر رامين. متاسفانه نمايش فيلم يانگوم در دستور کار قرار نداشت که شرمنده عاشقان يانگوم شديم.
(خدايش، اردوي طهورا به خاطر فضاي علمي و برخي ملاحظات شرايط خاصي داشت)‌برخي از خواهرها قصد خروج از مجموعه چندصد متري سازمان ملي_مجموعه کوچک نبود_ را داشتند، که شرمندشان شديم. حتي براي زيارت خانم حضرت معصومه سلام الله عليها، البته خواهران دو بار در اين چهار روز به زيارت رفتند و يکبار هم جمکران
.
(ما که داخل اردوگاه نبوديم،‌ولي با شادي خانمها شاد ميشديم و از اذيت شدنشان، ناراحت)‌... بين خواهرها جو دوستانه و زيبايي ايجاد شده بود، چون آن شب تولد يکي از خانمها بود، ما هم با شما شاد بوديم. به چيزي که فکرش
را نميکرديم همين گرفتن جشن تولد خودجوش يکي از خانمها بود.


  • نويسنده: سردار بي قالي

  • نظرات ديگران ( )


  • ليست کل يادداشت هاي اين وبلاگ
    [20/1/1387- 8:37 ع] تتمه
    [20/1/1387- 1:30 ص] پارک پشت خانه‏
    [آرشيو شده ها]
  •   بازديدهاي اين وبلاگ
  • امروز: 3 بازديد
    ديروز: 22 بازديد
    کل بازديدها: 24797 بازديد
  •   پيوندهاي روزانه
  •   درباره من
  •   لوگوي وبلاگ من
  • موقتا عنوان نداره
  •   فهرست موضوعي يادداشت ها
  •   مطالب بايگاني شده
  •   اشتراک در خبرنامه
  • نام:

    ايميل:

     

  •  لينک دوستان من

  • اميدزهرا
    گفتگوي دوستانه
    آفتاب شب
    صميمانه ها
    آغاز راه
    به از نشستن باطل
    برگ بيدي براي مجنون
    . : آدم و حوا : .
    بگو به آن
    مکتب وحي
    پرديس
    گاواره
    ناظم خانم (استاد)
    ازش سر در نمي‏آرم...عشق
    پشت خطي
    فصل انتظار
    *نحل*
    دانشجويي متولد 66
    « عـشقي »
    حرفاي خودموني من
    حرفاي خودموني من
    حريم ياس
    براي خودم و هيچ‏کس
    بانوي سراچه
    بيا با هم تا به دريا برسيم
    يک روحاني
    جمال جمال‏نژاد جمال‏منش
    حزب اللهي مدرنيته
    جون مرغ تا ذهن آدميزاد !
    Shia is super relijon
    آشپزخانه خبرنگاري
    گل دختر
    سرگشته دل
    سه نقطه يعني چي؟
    مائدة من السماء
    پياده تا عرش
    راديوي نسل برتر
    فخري برگزيده
    براي قافله‏ي دوست
    ناگفته هاي آبجي کوچيکه
    ● بندير ●
    زير آسمان خدا
    سه داد سکوت
    رند که مي‏گن ...
    دم مسيحائي
    خانم مجهول
    همسفرمهتاب
    مادرانه
    طعم شيرين دو دقيقه
    زيبايي سايه خداوند
    کند نوشته هاي بابا بزرگ
    پاک ديده (چشمت را خواهم بوسيد)
    از کار عاشق است
    رايانت
    گل پسر
    نفس عميق
    در هواي دوست
    لقمان نامه
    سراي انديشه
    جمهوريت، طنز سياسي و ...
    حسن، پسري در شهر
    کوثر 110
    فاطمه زهرا کوچولو
    همسفر عشق(سخته)
    دختر طلبه
    و خدایی که در این نزدیکیست
    دوستمه، غلامعلي مجاهد
    شيدايي
    حاضر جواب يا منتظر جواب !
    اراجيف توپولو
    زنده ياد
    دنياي راه راه کوثر خانم
    زيباترين شکيب
    سرگيجه
    آقا سيد
    حامد کشکول پرس
    خاک باش
    سما و مرواريد
    يادداشت‏‏هاي من و همسرم
    يادداشت‏هاي بدون ‏متن!
    ساحل افتاده
    بچه دانشجو !
    آهستان
    ميخانه
    حنظله «موسوي»
    عکس روی او
    شقايق خانم
    ضحي
    خبرگزاري راستي، نافذ
    برگ ريزان ذهن چند طلبه
    حديث عشق
    ..:: کافه دانشجو ::..
    تحليلش کن
    ماه من
    سوشي
    کار بيست
    راز گشايي(آنتي دروغ)
    با دلش رسيد
    دل رسيده
    عاشقی که هنوز غسل نکرده
    گل سرخ
    پيغام ظهور(ساز شکسته)-
    تالوگ
    قلم ريز
    جايي براي نوشتن‏هاي ديگر من
    همشاگردي
    پسر
    گذر لوطي صالح
    اين وبلاگ
  •  لوگوي دوستان من